پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

155

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

شده ، مىتوان اميدوار بود كه در آينده موقعيت قزاق‌ها فوق‌العاده بهتر شود . من كه وضع آنان را در درجهء اول از لحاظ مسيحيت و سپس از جهات ديگر بررسى كرده‌ام ، مىتوانم بگويم كه به حدس قريب به يقين آنان روزى يك جمهورى قوى تشكيل خواهند داد . نداشتن خانه و زن و محروميت از خانواده مانع كار اين جماعت نمىشود ، زيرا تا به حال نيز ملاحظه كرده‌ايم فقدان اين عوامل لطمه‌اى به وضع آنان وارد نساخته و مىتوان حدس زد كه به تدريج خودشان متوجه لزوم اصلاح خواهند شد ، زيرا از هم‌اكنون افرادى كه در مصب رودخانه‌ها زندگى مىكنند با زن به سر مىبرند . اين زنان يا همسر قزاق‌ها هستند و يا آنان را به غنيمت گرفته‌اند ، كه هر وقت بخواهند بفروشند يا در مقابل اخذ مبالغى مسترد دارند . گمان مىكنم آن عده از قزاق‌ها نيز كه در مناطق دور از دريا زندگى مىكنند ، قاعدتا داراى همين وضع هستند و از هم‌اكنون مشاهده مىشود كه بسيارى از سركرده‌هاى آنان داراى وضع كم و بيش باثباتى شده‌اند . پادشاه لهستان كه اين افراد در خاك او زندگى مىكنند ، با وجودى كه علىالاصول با سلطان در حال صلح است ، ولى از كمك‌هاى مالى و به‌طور كلى از هر گونه كمكى به آنان مضايقه نمىكند و موقع اعتراض ترك‌ها زبان به معذرت‌خواهى مىگشايد كه اين افراد دزد و يغماگر هستند و از اوامرش اطاعت نمىكنند . من كه از تمام ماوقع اطلاع حاصل كرده‌ام و مىدانم كه قلمرو پادشاه ايران تقريبا تا درياى سياه ادامه دارد ، متوجه اين نكته هستم كه بين او و قزاق‌ها را فقط سرزمين كلخوزها يا بهتر بگويم قسمتى از اين سرزمين كه داديان ناميده مىشود جدايى انداخته است . قسمتى از خاك گرجستان نيز بين ايران و قزاق‌ها فاصله انداخته ، ولى من مىدانم كه فرمان‌روايان گرجى اين منطقه همه مسيحى هستند و در نتيجه از دوستى با قزاق‌ها نمىتوانند پروايى داشته باشند و برعكس به كمك شمشير آنان مىتوانند خود را از گزند ترك‌ها در امان نگه‌دارند ، زيرا گرچه ترك‌ها به علت سرسختى و قدرت گرجىها تا به حال نتوانسته‌اند آسيب زيادى به آنان وارد سازند ، ولى نبايد فراموش كرد كه باج و خراج سنگينى از سركردگان گرجى دريافت مىكنند و در حقيقت اين قيمت صلح تحميلى است كه پرداخت مىشود . به‌طورى كه شنيده‌ام ، اين سركردگان يا به علت تمايل باطنى و يا از ترس ، با شاه ايران نيز داراى روابط دوستى هستند و در نتيجه شاه ايران مىتواند با رأفت و مهربانى و با صدور اجازهء تجارت و استفاده از خاك ايران براى حمل و نقل و يا حتى در صورت لزوم با تهديد و فشار در